محمد بن عبد الله بن عمر

104

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

وعتبة بن ربيعه بر اشترى سرخ [ موى ] « 1 » نشسته بود . وسيد ، عليه السلام ، فرمود كه اگر در قريش مصلحى باشد ، وى بود ؛ واگر سخن وى بشنوند ، رستگار شوند وهمچنان بود . چه عتبه منع قريش از جنگ مىكرد وأبو جهل مصرّ بود . آن‌گه جماعتى از قريش قصد كردند تا آب از حوض خورند . صحابه حمله كردند وايشان را بكشتند ، الّا حكيم بن حزام كه مسلمان شد . وأبو جهل برفت وعامر « 2 » را گفت : شايد كه صحابه محمد برادر تو را كشته باشند وقريش ، در اين وقت با چنين شوكتى ، قصاص تو نخواهند كرد ؟ اكنون پيش قريش رو وجامه پاره‌پاره كن وفرياد بردار ، تا سخن عتبه نشنوند وجنگ كنند . پس وى آن حركت بكرد وقريش در تعصب آمدند وصف بركشيدند با صحابه . واسود بن عبد الأسد « 3 » ، از قريش ، أول خروج كرد ، وجملهء اعضاى خود در آهن پوشانيده بود ، وبه مردانگى معروف بود . وحمزه ، رضى اللّه عنه ، بر وى حمله كرد وزخم زد وكارگر نمىآمد ، تا تيغى بر سر وى زد وأو را بينداخت . آن‌گه لشكر قريش صف بركشيدند واز سيد ، عليه السلام ، همسر طلبيدند ، در جنگ . پس على برابر وليد رفت وأو را بكشت . وحمزه شيبه را بكشت . وعبيدة * بن الحارث با عتبه جنگ مىكرد وبر يكديگر زخم مىزدند ، تا عبيده از سختى زخم درافتاد ، وحمزه « 4 » را خبر شد وبرفت وعتبه را بكشت . وعبيده را برگرفتند وبازپس آوردند . بعد از آن ، لشكر قريش به يك بار حمله آوردند . سيد ، عليه السلام ، بفرمود : تا دست تير بر ايشان كردند ، تا دور شدند از ايشان . وسيد ، عليه السلام ، صف لشكر خود ، به تيرى بىپيكان ، راست مىكرد . ويك نوبت ، سخت بر سينهء سواد بن غزيّه نهاد . گفت : يا رسول اللّه ، متألّم شدم وقصاص مىخواهم . سيد ، عليه السلام ، جامه از سينهء مبارك برگرفت تا قصاص خواهد ، وبر آن بوسه داد وگفت : يا رسول اللّه ، از تو شنيدم روزى [ هر ] كه بوسه بر سينهء من دهد ، به آتش دوزخ حرام شود . اكنون در جنگ مشغولم ، شايد كه شهيد شوم ، وبه بركت اين بوسه كه دادم ، از دوزخ خلاص يابم . سيد ، عليه السلام ، بر وى دعا كرد وگفت : حق تعالى بر تو رحمت كرد واز آتش خلاص داد .

--> ( 1 ) . از سيره ، ص 555 ، نقل شد . ( 2 ) . مقصود عامر بن حضرمي ، برادر عمرو بن حضرمي است كه در واقعهء نخله ، به دست مسلمانان ، به قتل رسيد . ( 3 ) . بر طبق سيره ، ص 560 ، حمزه تيغ بر هر دو ساق وى زد وأو همچنان غلتيد تا به كنارهء حوض رفت ، چون سر به حوض فرو داشت كه آب خورد ، حمزه تيغ بر سر وى زد . ( 4 ) . بر طبق سيره ، ص 561 ، حمزه وعلى ، عليه السلام ، برفتند وعتبه را بكشتند .